محل تبلیغات شما

قابل توجه دوستان عزیزی که این روزها از خواندن نوشته های  حقیر مکدر شده اند
سلام روز و روزگارتان به خیر و شادمانی
راستش گاهی انسان از دو رویی و دو رنگی افراد بیش از دشمنی و ستیز رو در رو  زخم می خورد.
از این که نسبت به این دوست حقیرتان لطف و  عنایت دارید واقعا ممنونم
ولی ما این میوه ممنوعه را به طالبانش بخشیدیم و ا زخیرش گذشتیم . شاید این طور هم خاطر خودمان آسوده تر باشد و هم اطرافیان از بیم و حراس در آیند.
آرامش و سی که در غنا و بی نیازی به انسان دست می دهد با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. آموخته ام از کودکی از هر خواسته ای به سادگی بگذرم و دیگری را بر خویش ترجیح دهم . و خداوند متعال نیز در جای خودش چنان زیبا جبران کرده برایم که باور بفرمایید واژه ای برای توصیفش نمی یابم. 
این گونه است که زخم ها را به جان  می خرم و خون دل می خورم و غمها را در عمق وجود خویش انبار می کنم . ولی چه کنم ، چاره چیست وقتی تن و روان ظرفیت پذیرش و نگهداری اسرار نهان را ندارد و با تلنگری به غلیان در می  آید و مواج میگردد و طوفانی می شود این جسم و جان و در کلمات جاری  و ساری. جز مهر سکوتی بر لب چاره ای نمی یابم بر حال پریشانی که وصف آن رفت. حال می فهمم که چرا برخی بزرگان علم و ادب و عرفان ، ترک یار و دیار میکنند و هجرت می گزینند از موطن ودیار خویش و رنج آ وارگی را بر رنج کنایه و زخمهای دوستان عزیزتر از جان ترجیح می دهند. 
باشد که حال خوشی دست دهد و  فرصت مغتنمی پیش  آید که دوستان و احبا و هر آنکه دوستدار حقیر و دوستان حقیر است  دور هم در مجلسی در خور شان دوستان بنشینیم و گل بگوییم و گل بشنویم و هیچ غم و اندوهی به مجلس خویش راه ندهیم
دوست دارم خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش 
دوستانم بنشینند آرام
هر کسی میخواهد 
وارد خانه پر عشق و صفامان گردد
یک سبد بوی گل سرخ به ما هدیه دهد
شرط وارد گشتن 
شستشوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه دوستی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
خانه دوست کجاست
1398.08.13  08:56  "یسار"

می شود همه از جنس آسمان باشیم

از گل یاس و ز بوی نسترن

ماه رویی یک شبی راهم ببست

دوستان ,ای ,خویش ,جان ,گل ,حال ,را به ,و گل ,قابل توجه ,را بر ,نمی یابم

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها